تبليغاتX
ஜ توهم کده ஜ
ஜ توهم کده ஜ

سامولیکوووم از اونجا که یاردانی در اثر توهمات ناقص و بی حوصلگی در مرخصی استعلاجی به سر میبره و تیریپ دپ برداشته حس طنز نویسی نداره فییییلاً..... به خاطر اینکه اینجا از رونق نیوووووفته خودم اومدم پوووووست بدم همون پست شوووماها! بعدم از اونجا که من مثه یاردانی الاف نیستم که بشینم برا شما تایپ کنم یه شعرو که یاردانی خیلی خوشش میومد به یاد اون مرحوم گزاشتم باشه که روحش بترکه!!!یعنی آروم باشه!



یگانه یکی از خیابان خوابهای مملکت گل و بلبل!

اين روز ها كه به خيابان سپه سري بزنيد، اطراف پاركينگ امامزاده اسماعيل شاید "يگانه" را ببینيد كه در حال بازي و گشت و گذار است.
يگانه و پدر و مادرش مدتي است كه در خيابان زندگي مي كنند و خانه اي ندارند.

خيابان خوابها

باز بـــوی باورم خـــــاکستریست ...واژه هـــای دفتــرم خاکستریست
پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم....هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم مــا به رنگی ساده عادت داشتیم....ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد......عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست....آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست نه فقط حرفی از آهن مانده است.....شمع بیت المال روشن مانده است بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز......ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز خواستم چیزی بگویم د یــــر شد......واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد قصه ی نـــا گفته بسیار است باز....دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز دستهارا باز در شبـــهای ســـرد.....هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها.....می رسد ته مانده ی بشقابــــها سر به لاک خویش بردیم ای دریغ....نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا.....بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا صحبت از عدل و عدالت نابجاست....ســــود در بازار ابن الو قــتهاست گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا....خسته ام خسته از این تکرارهـــا ای کــــه می آیدصدای گــریه ات....نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت....در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا من بــه در گفتم ولیکن بشنو ند....نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا





نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



یاردانقلی:
در تداول عامه مردی بی تعصب و لاابالی و کسی که هویت او درست معلوم نیست 

خیلی ها میگن چرا اسم یاردانقلی!!!جوابهای مختلفی این سوال داشته مثلاً:

توهم خان:اینجااااا فقط من سوال میپرسم کسی حق نداره بگه چرا چون همینیه که من میگم یاردان قلی خیلی قشنگه ..این اسم جینگووولکیای آب پرتقالی به خاندان ما نمیخوره!

توهم::توهم خان راست میگه اسم یاردانی خیلی مشنگه!!یعنی پشنگه نه یعنی ملنگه!ها؟سوالاتون چی چی بود؟ آها خوووب من از کجا بدونم لایه ازون توهم خان گاز گرفت سوراخ شد یا یاردان!!ها! چی میگه؟؟

قدم نورسیده::اد بدد دد بد مد یاردا قلی جیگمله معععععع دد بد توهم خان سرور...دد بد مد اوود بدبدبد توهم خاک بر سر!

مترجم عالیجناب نورسیده: ایشون فرمودند:سامولیکم!بین داداش من! به شما مربوطات نیمیشه که اسم یاردانی چرا یاردانی خوووودش حال کرده بزاره یاردانی!!!

یاردان قلی::معععععععععععع این بچه چرا امروز این مدلی شد باز بردینش قهوه خونه با خودتون!!!
آقا جان من! این حرفا چی چیه میزنید یاردان قلی قبل از این که یه اسم باشه یه نماد !نماد انسانهایی که همه به سادگیشون میخندن به کارهای بچه گانه وشایدم احمقانه! همه ایراد میگیرن ازشون!!که دیگه بزرگ شدی و زشته!نمیدوووونم شاید بگم ذره کوچیکی از وجوود حسین پناهی ها !
یا حداقل  روم بشه بگم نماد کسایی که ادعا دارن میخوان مثه حسین پناهی زندگی کنن و بمیرن!

توهم خان :تو غلط میکنی قبل از درست کردن آفتابه من بمیری!قرار بود این سنسور اینو درس کنی

توهم:پس من برم دنبال کارای کفن دفن یاردانی نیم متر قبر بگیرم بسه!!تاش میکنیم میندازیمش تو قبر
قدم نورسیده:: اد لدل بد دد مد بد یاردانوو مد!

مترجم عالیجناب نورسیده: ایشون فرمودن ایول داش یاردان چه حلوایی بخوریم امشو!!!!!

توهم خان :حالا این حسین پناهی که میگی کی کی هست؟پسر بپر بیل بردار بیار بریم نقش قبرش کنیم به اسکلاتش برق وصل کنیم زنده شه ببینیم کی کی بوده!!!

یاردان قلی:مععععععععع نکنید این کارو بابا الان خودم بهتوون میگم!

ناگفته هایی از حسین پناهی

این آدم بزرگ ها چه قدر عجیبند!
جمله معروف شازده کوچولوی کتاب آنتوان همون شازده کوچولویی که همه فکر و ذکرش گلی بود که تازه تو سیاره اش سبز شده بود!

شازده کوچولویی که یه روز از سیاره خودش وسط صحرایی تو آفریقا کنار آنتوان سبز میشه و با سوالهای کودکانش و چرا؟ گفتن هاش همه زندگی آدم بزرگا رو زیر سوال میبره  و آنتوان رو شیفته پاکی خودش میکنه

آنتوان صفحه آخر كتابش تصويري كشيده  ؛ صحرايي با يك ستاره درشت و ملتمسانه مي‌نويسه: ظهور شازده كوچولو بر زمين در اينجا بود و بعد در همين جا هم بود كه ناپديد شد... اگر روزي تو آفريقا گذارتان به كوير افتاد حتما آن را خواهيد شناخت ... به التماس ازتان مي‌خواهم كه عجله به خرج ندهيد و درست زير ستاره چند لحظه‌اي توقف كنيد.
آن وقت اگر بچه‌اي به طرفتان آمد، اگر خنديد، اگر موهايش طلايي بود... لابد حدس مي‌زنيد كه كيست. در آن صورت لطف كنيد و نگذاريد من اينجور افسرده خاطر بمانم. بي‌درنگ برداريد و به من بنويسيد كه او برگشته....

شاید شازده کوچولوی آنتوان یه خیال پردازی بود اما:
حدوداًسال 1335 در روستای دژکوه حسین پناهی به زمین آمد!درسته نتونست با گذر زمان مانع در اومدن ریش و سیبیلش و چین و چروکای صورتش بشه اما اونارو به حال خودش رها کرد تا با بزرگسالی خودشون خوش باشن و تا آخرین لحظه زندگی پاکش نماد همون شازده کوچولو بود!وقتی تو دکلمه هاش با بغضی کودکانه گفت:

من کجا خوابم برد ؟
یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت ؟
من می خواهم برگردم به کودکی
قول می دهم که از خونه پامو بیرون نذارم...

شاید برای بعضی ها جالب باشه که این هنرمند ژولیده  قبل از اینکه وارد هنر بشه یک طلبه بود!.....


كسی نمی داند او چه روزی مرده است. طنز تلخی است زندگی مردی كه حتی روز تولد هم ندارد.حسین پناهی، حدودا در یك سالی متولد شد و حدودا در یك روزی مرد. در شناسنامه، مقابل كلمه «تولد»، این چند عدد پشت سر هم نشسته اند: 1335، اما نتایج كالبدشكافی پس از مرگ و آزمایش DNA، سال 1339 را نشان داد. نشان به آن نشان كه حسین پناهی، روزی به مسعود جعفری جوزانی گفته بود:

 دوست ندارم بیش از 40 سال عمر كنم


 عدد دوم نزدیك تر به حقیقت یا حداقل شاعرانه به نظر می رسد. گرچه حس شعر تنها با به خاطر سپردن یك نكته برانگیخته می شود:

 «حسین پناهی در یك شهریور به دنیا آمد و در یك مرداد از دنیا رفت.»


شاید همین شواهد از زندگی پناهی کافی باشه تا من هم قلم و کاغذی بردارم نامه فضل‌ا... ياري را تکرار کنم و از همه دوست داران حسین به عنوان شاهدی برای حرفم امضا بگیرم!برای آنتوان بفرستم!

سلام آقاي آنتوان دو سنت اگزوپري، نويسنده محترم كتاب شازده كوچولو! با سلام.
او برگشت. اگرچه موهايش طلايي نبود و نمي‌خنديد بلكه برعكس براي آدم بزرگ‌ها مي‌گريست. او بعد از رفتن شما برگشت و 48 سال هم در سياره ما بود و بعد از پيش ما هم رفت. همانجا كه هستيد پيدايش كنيد.

از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام

و خوشحال که هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است

آری از شوق به هوا می پرم

و خوب می دانم که

                         سالهاست

                                         که

                                               مرده ام...

 


یاردان قلی:زکی لالایی که نگفتم براتون... همشون خوابیدن!
توهم خان::خخخوووور پووووف.....داش حسین میخوامت خیلی مردی!جیگرمو کباب کردی....
یاردان قلی:تا حالا اشکای توهم خان ندیده بودم!خودشو زده به خواب....

لینکولی لغت نامه یاردانی: معنی کامنتر ها برای تازه وارد ها!
 
منبع استفاده شده : سایت رسمی حسین پناهی 

پست بعدی:نقش موزیکرها در انقلاب فرهنگی بلوووگفا(بازگشت شوک)!!


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



کامنتر نامی بود که توهم خان بزرگ خاندان توهم در جلسه ای اضطراری که با مسئولین اطلاعاتی بلوگفا داشت بر روی این موجودات تک سلولی اغتشاش گر گزاشت!

کامنتر اسم فاعل کامنت میباشد(یعنی توهم خان میگه!) به معنی جانور های ناشناخته تک سلولی  که به قسمت کامنت دونی وبلووووگ ها حمله کرده و  وقتی میبینن هیچ اتوبوسی نیست که آتیش بزنن!!!اهی کامنت بی ربط میزارند و با این کار صاحب وبلووووگ را هم به این کار تشویق میکنند تا وبلووووگ نویسهای قهرمان همیشه در صحنه ما را به سمت ابتذال هالیودی و شایدم بالیوودی بکشونن!ا که صورت یکی از این افراد  را توهم   پسر ارشد خاندان برای نمونه اینجا قرار داده تا توسط هم میهنان دلسوز شناسائی شود!

توهم خان:توهم  پسر احمق این که صورت مامور خودمونه که!باز سوتی دادی؟

ببخشیییییییید!!!

البته توهم خان توسط جاسوس مخصوص خود در وزارت اطلاعات توهمکده پی بردن که این جانورها رووبوووت های دست ساز سایت های بیگانه ومستهجن بی بی سی و " وی اوو ای" معرووف به وووووووواااآآآآ هستند(لبته نفر سومی که در عکس مشاهده میکنید از گروهک دزدان دریایی کارائیب بوده که بعداً اعتراف کرد از" اروند رود "با کشتی جک گنجیشکه  منافقین را وارد خاک بلووگفا کرده!)  ضمنا ایشون به همکاری با جوانی آمریکایی به نام توووم کرووووز را در یک عملیات خبیثانه معروف به عملیات غیر ممکن 1 و 2و 3 اعتراف کرده و گفته قتل پیمان ابدی بدل کار معروف کشورمون کار خودش بوده  و ربطی به نداشتن امنیت شغلی در ایران نداشته!و در یک اقدام خف!ببخشید در یک اقدام غافلگیرانه قسمتی با عنوان : زکی اگه رووبووت نیستی بگو این چند تاست معروف به کد مقابل را وارد کنید را در قسمت کامنت دونی وبلووگ ها پیاده کردند.ا

 که البته این طرح با شکست مواجه شد و متوجه شدند این ها جانور تک سلولی و رووبووت نیستند بلکه هموطنان اغفال شده کشور عزیزمان هستند  و  حتی در بعضی موارد شخصیتهای  معتبر  وبلوووگ نویس و حتی شاگرد اول های کنکور و المپیاد ما هستند که توسط همون سایت های خاک بر سر اغفال شدند و نا آگاهانه قصد انقلاب گل منگولی را در بلوووگفا داشنتد!!!و به دلیل این اشتباه شناسائی مرکز حمله به بلوگفا توهم خان وزیر اطلاعات بلوگفا را ازدرجه وزارت به درجه  آبدار خونه نزول داد!البته خودتون بهتر میدونید در ایران آبدارچی یعنی همه کاره شرکت !!!!

البته بنده همین جا ارتباط این قسمت با شخصیت هایی مثه وبلووگ نویس خوش خنده محمدعلی ابطحی  صاحب وبلوووگ وب نوشته ها یا جناب محمدرضا جلایی‌پور رتبه يك كنكور سراسري و دارنده ي طلاي المپياد ادبي( که اتفاقا تلویزیون ملی داخل یه سالنی شبیه دادگاه نشونشون داد که داشتن بابت اینکه دانشگاه های خارج در به در دنبالشونن و التماس میکردن که از ایران نرن! ولی اونا قبول نکردن و قاضی جان خلاف میلش مجبورشون کرد به زور بمونند و به کشور خدمت کنند! )و جناب غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر سابق اطلاعات  محترم کشور  را تکذیب میکنم! اصلا به منچه که آقای اژه ای چند سال پیش::

نقل قول از ویکی پدیا!!

وی در کسوت رییس دادگاه ويژه روحانیت، در جلسه هفتگي هیات نظارت بر مطبوعات با عیسی سحرخیز نماينده مديران مطبوعات در اين هيات گلاويز شده و او را گاز گرفت. تاکنون به شکایت سحرخیز از او رسیدگی نشده‌ است!!!البته شاید الان که آقا عیسی هم تو زندان رسیدگی بشه

من و هفت نسل این ور و اون ورم مخصوصا این وری که خودم توش هستم غلط بکنیم به سیووووست کاری داشته باشیم.اصلا به ما چه که .......صلوات محمدی این دفعه دوست دارم بلند تر بفرستینا!!!!

و اینجا بود که هیئت تحقیقی متشکل از من و توهم و قدم نورسیده برای رسیدگی به پرونده این مغتشش ها یا همون اغتشاش گرها  شکل گرفت...که نتیجه تحقیقات در یک نامه مهر و موم شده تحویل  توهم خان بزرگ گردید که معلوم شد توهم باز هم شاهکاری خلق کرده و  پاکت را از ته مهر و موم کرده و نامه  از سر باز پاکت افتاده و گم شده!!! ما هم دیدیم تا قضیه به سایت های مستهجن فیس بوک نریسده خودمون نامه را پخش کنیم به عنوان نامه ای سرگشاده به توهم خان در توهم نیووووز پخش کنیم! متن نامه به این قرار است:

درود بر توهم خان بزرگ عزیز دل من و توهم و قدم نورسیده  ای درد بلاتون بخوره تو سر توهم!ما عده ای از کامنترهای را زیر نظر گرفته و مستنداتی از فعالیت های ضد فرهنگی آنها  برای شما ارسال کرده ایم .فدای شما من و خودم  و توهم و قدم نورسیده ..   

کامنتر ها به سه دسته کلی تقسیم میشوند:

 کامنترهای گاو و بی ادب

 کامنترهای مودب و غیر هوشمند

 کامنترهای مودب و هوشمند

 دسته اول  افرادی هستند که عینهو گاو سرشون میندازن پایین میان تو کامنت دونی یک وبلاگ و پررو پررو بدون سلام میگن به بلاگ منم سر بزنید . آپم . منم آدمم!  

دسته دوم باز مودب تر وارد کامنت دونی میشوند اما از نظر هوشمندی زیر خط فقر تشریف دارن یکم خلاقیت به خرج نمیدن مثلا میگویند با سلام و عرض ادب دوست عزیز خوشحال میشم به بلووووگ ما هم سر بزنید راستی بلاگ زیبایی هم داری مطالبش قشنگه! البته عکس العمل  قدم نورسیده  در نگاه اول نشون میداد که حتی اونم فهمید طرف داره دروغ میگه فقط یه راست اومده تو کامنت دونی و حتی گوشه چشمی به مطالب وبلووگ ننداخته! عکس العمل قدم نو رسیده ضمیمه نامه شد .

عکس العمل قدم نورسیده::مععععععععععععع!!!اد بد مد دد بد یاردان قلی جونم د بد مد دد بد مد زنده باد توهم خان دد مد بد بدبدیا دا دا......

دسته سوم که با زیرکی بنده شناسائی شدن دسته ای بودن که فکر کنم در دانشگاه های انگلیس درس خوانده باشند!(به قوول کارتون سرنتیپیتی وااااای وااای چه کار خطرنااکی!!!)که دریک دام که برای آنها پهن کرده بودیم شناسائی شدند..یکی از آنها در کامنت دونی یک بلاگ طنز نوشته بود وبلاگتان را خواندم مطالب جالبی داشت مخصوصا پست اخر کلی خندیدم  همیشه شاد و سربلند باشی به ما هم وقت کردی سر بزن! مسئله اینجا بود که پست آخر خبر فوت یک هموطنمون به اسم ندا آقا سلطان بود که توسط تک تیر انداز بی بی سی جناب جان لاین که در پوشش تحلیلگر بی بی سی  از پشت بوم استدیو نوبت شما به قتل رسید! آخه کامنتر از خدا بی خبر این کجاش خنده داشت!

در آخر یکی از این  کامنتر ها در زندان اعتراف کرد که قصد داشته با کامنتری! جوانان ما را در بلاگفا ما اسم رمز  آپم به من سر بزن! اغفال کرده و معتاد به کامنت گزاری از نوع پست نخون کامنت بزار بکند! و ییهو هم خودش گفت :قصد من آتیش زدن یک دستگاه اتوبوس و دو تا  مینی بوس و سه دستگاه دوچرخه کوهستان به دستور زهره از انگلیس بوده!


طبق فصل 5 ماده 18  قانون جرائم رایانه ای
 هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سیستم رایانه یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر نماید یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت، رأساً یا به عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقام‌های رسمی به طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از این‌‌که از طریق یاد شده به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به دیگری وارد شود یا نشود، افزون بر اعاده حیثیت به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

بنده همین جا اعلام میکنم هر چی گفتم خواب بود نه شکنجه ای در کار بود نه قرصی من فقط توهم ناب زدم جرمم این بود قاضی جان مرسی!

! کامیون نوشت !
انتهای هر پست توهم خان یه کامیون نوشت داره برا پشت ماشیناتون!

در قمار زندگي عاقبت ما باختيم
بسکه تک خال محبت بر زمين انداختيم





نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
توهمی ها
Blog Skin