اگر بار گران بودیم..اگر نامهربان بودیم..خوووب کردیم که بودیم چون هنوزم هستیم! در این ده سالی که بلاگ نویسی را تجربه کردم بلاگهای زیادی داشتم و در همه مورد حرف زده بودم جز سیاست!آخر من همش از دردهای خودم مینوشتم و درد سیاسی نداشتم!تا اینکه برادران دولتی زدند در شنبه خونین ملت را خار و مادر کردند!و ییهو مغزم گز گز کرد!و دیگر نتواستنم مثه قبلها از گل وبلبل بنویسم!و خیلی از خوانند ه هایم را از دست دادم و خیلی ها را به دست آوردم!بگذریم.....(اگر خیلی دوست داری از تاریخچه بلاگ نویسی اینجانب خبر دار باشی نگاهی به ادامه مطب کنید!!!مدیونی اگه نخونی!) در این چند وقت بنده به شخصیتی که خیلی از ما ها را بلاگ نویس کرد خیانت کردم و شرمنده روی ماهش هستم! او به این شرط که سیاسی ننویسم اجازه داد که بنویسم!ولی من بی انصافی کردم و شرط را زیر پا گذاشتم آن بزرگوار آقای شیرازی بود!مدیریت محترم بلاگفا(بنده از سرویس بلاگفا استفاده میکردم).وقتی تایید کردیم که قوانین بلاگفا را قبول داریم پس بیخود میکنی سیاسی مینویسی!با خودمم!این همه سرویس دیگه که مشکلی نداره! از همین جا از آقای شیرازی بابت این مدت عذر خواهی میکنم و امیدوارم کار من را به حساب جوانی و بی تجربگی و مخصوصاً بیماری روانیم بگذارد ولی هیچ وقت فراموش نمیکنم اگر شیرازی نبود یاردان قلی هم شاید هیچ وقت وبلاگ نویس نمیشد (بنده و هفت جد و آبادم پاچه خار شیرازی هستیم و میمانیم!)
ادامه مطلب

دیدیم اسباب کشی فعلاً کمی طول میکشد گفتیم فعلاً رونمایی از عکس خودمان بکنیم کمی حال بکنیم!
در جواب دوستان مخصوصاً دوست عزیزی که با نام این منم لطف میکند به ما سر میزند
که پرسیده بودند آدرس جدید را چه جوری پیدا کنیم بگویم که جوینده یابندست آنقدر بگردید تا پاهایتان کبود شود!!!
ها!!نه ببخشید اشتباه شد آدرس جدید را حداکثر تا جمعه اعلام میکنم
ادامه مطلب
دیدیم همه جا مد شده تا دِلِ اهالی دنیای مجازی میگیرد اولین چیزی که گیر میارند و به جانش میافتند وبلاگشان میباشد یا خداحافظی میکنند یا حذف میکنند میروند(مدیونید اگر فکر کنید من از این کارها کرده باشم!) ما هم که دلمان از شهید شدن دوستان سبزمان در ظهر عاشورای 88 گرفت و بیشتر از آن دلم جلز بلز کرد از آنهایی که سنگ مذهب را به سینه میزنند.... همان هایی که تا من پستی در نقد مذهب میدادم به جان من میافتادند و هر تهمتی را به من روا میداشتند!مردمی که برای حسینی اشک میریختند که به قول خودشان برای مبارزه با ظلم قیام کرده بود ولی نمیدانم چرا راه حسین را با نظری و سینه زنی و ... ادامه دادند نه با مبارزه با ظلم!و در این عاشورای خونین بیشتر نگرانِ این بودند که دیگ نظریشان یه وقت خدایی نکرده ته نگیرد !و سیب زمینی قیمه خوب پخته باشد!

خوووب دیگر نوبتی هم باشد نوبت ما هست که چون دلمان گرفته بیافتیم به جان این بلاگ که داریم و حذفش کنیم و دپرس شویم و افسرده!پس از همه شما عزیزان تا اطلاع ثانوی خداحافظی میکنم شاید در وقت دیگری باز هم در جای دیگری در همین دنیای مجازی پشت همین کوچه های وهم و خیال همدیگر را دیدیم...
بِ بدروووووووووووووووووووووووووووووووود ای دنیای مجازی!
خاک بر سر من کنن دیدید این دم آخری داشت یادم میرفت راستی کریسمس پیشاپیش بر همه دوستان مسیحی مخصوصاً مسیحی های ایرانی (که بنده شخصاً شرمنده روی ماه همشان هستم که در اینجا از جشن خبری نیست!فقط روضه وسفره تا دلتان بخواهد داریم که متاسفانه سفره بابانوئل هم نداریم حداقل یه سفره بابا نوئل براشون برگزار کنیم) و تبریکی خیلی مخصووص خدمت مسیحیان سبزی که دیروز در بین مردم بودند و به بعضی ها درس آزادگی آموختند و اگر اینجا بودند دستشان را میوسیدم تا شاید بعضی ها درس آزادگی از آنها یاد بگیرند!

خوووب دیگر این دم آخری خیلی حرف زدم خداحافظ همه شما....
توهم خان: ها!!!چی چیو حذف میکنم!مگه مسخره دست تو بچه ژیگوولم که هر وقت دلت خواست حذف کنی!بییشیین بینیم بابا!بندازینش تو گونی و گونی هم آتیش بزنید!!!
یاردان قلی:ها!!!بابا هنوز حرفم تموم نشده من که گفتم شاید در وقت دیگری باز هم در جای دیگری در همین دنیای مجازی پشت همین کوچه های وهم و خیال همدیگر را دیدیم...
خوب الان همون موقع هستش که همدیگه رو دوباره میبنیم دیگه!!!من ... خوردم گفتم حذف میکنم بابا فقط قراره یه اسباب کشی کوچولو داشته باشیم و تو همین چند روز با ظاهری متفاوت و جایگاهی متفاوت و قلمی تند تر!!! برگردیم همین!
توهم خان:ها!!!خوب این شد حرف حساب پس ما برمیگردیم همین چند روزه!خیالتون راحت گریه نکنید زود برمیگردیم!ولی یاردان دیگه ... هم خورده باشی فایده نداره خودت برو تو گونی خودتو آتیش بزن!
قدم نورسیده:دد بد مد رد بدد مد نوود قلی منقوولی توووهموومی منقوولی زووودی قوولی!
مترجم:عالیجناب نورسیده فرمودند: اگر یاردان قلی زنده ماند در بیانیه ای دلیل اسباب کشی را توضیح میدهد و آدرس جدید توهم کده هم در همین روزها اعلام میگردد ضمناً مراسم شام هم خبری نیست!الکی تجمع نکنید!

جناب بسیجی بسیج دوست که بنده با ایشان در سایت خود نویس آشنا شدم!در قسمت
کامنت دونیبیانیه یاردان قلی در مورد محرم سبز فرمودند:
این قسمت را هم در سایت خود نویس بخوانید...
توهم:سلام!ببخشید آقا....
-برییییید گمشید من مصاحبه نمیکنم شوووماها که هر چی به نفع خودتونه پخش میکنید!منم
به نفع شما حرفی نمیزنم!
-ننگ ما ننگ ما صدای سیمای ما!
-..................!!!!!
توهم:ها! چی میگه؟یاردان قلی همه فحش میدن بیا با خودت مصاحبه کنم صورتتو شطرنجی
میکنیم کسی نفهمه!
خووب سلام آقا قلی!ببخشید امروز محل شما خبری بود؟
یاردان قلی:
با سلام بر توهم خان بزرگ خاندان توهم و دروود بر توهم خان بزرگ خاندان توهم و ابراز کلی
علاقه به توهم خان بزرگ خاندان توهم !
اینجانب همین جا اعلام میکنم کوچه ما که از بدِ روزگار بن بست هم است هیچ خبری نبود!امروز خیلی ساکت بود انگار هسمایه ها جایی دیگر بودن!بعدم ساعت 10 هم که شد هیچ کس بازم در خیابان ها نبود فقط ییهو صدای دسته آمد!انگار همش میگفتند الله اکبر!فقط یکی از همسایه ها را دیدم که میگفت رفته بود جماران!حسابی عزادرای کرده بود تمام بدنش انقدر زنجیر زده بود کبوود بوود از چشم هاشم اشک میومد اما انقدر این مرد سخاوتمند بود که گفت آقا چی چیو با زنجیر زدم خودمو دارم میگم ریختن مردمو زدن!!!گاز اشک آور هم زدن!!البته باز هم میگویم این همسایه از بزرگ منشیش بود که نگفت خودش زده!چون من دیدم کوچه بن بست ما هیچ خبری نبود حتی چند بار برای اینکه مطمئن شوم سرم را از پنجره اتاقم که به حیاط خلوتمان باز میشود یکم تا بیرون هم آوردم به جون شما هیچ خبری نبود!
توهم:خوب پس با این حساب شما یکی از جاسوس های انگلیس هستید!میشه بگید چی شد که به این راه کشیده شدید؟
یاردان قلی:مععععععععععععععع!چرا!
توهم خان:چراووو کوووفت اینی که من میگم درسته !هر چی رو کاغذ نوشته بخووون برای 20:30 امشب میخوایم بفرستیم!کلی پووول بالاش میدن!
یاردان قلی:ها!!آهان...بله من اعتراف میکنم که فریب تیلویزون های بیگانه را خوردم و صبح تاسوعا در میدان امام حسین وقتی برادرهای گارد ویژه حفاظت محیط زیست داشتند با گاز اشک آور درخت ها را سمپاشی میکردند سر خودم را زدم به باتوم یکی از دوستهای حافظ امنیت مردم!و فرار کردم!در حین فرار پام گیر کرد به یک درخت و درخت بدبخت از ریشه در آمد...ضمناً بنده همین جا اعتراف میکنم به صورت همزمان جاسوس انگلیس روسیه و امریکا هم هستم و با یک تلفن سبز با جورج بوش در تماسم!و گرانی مرغ و گوشت و مسکن و مخصوصاً گوجه همه تقصیر من است و ما خیلی کم شماریم!
و همین جا اعتراف میکنم با گروهی اسرائیلی موسوم به جنبش سبز مووساد! دست به تهیه یک سری فیلم دروغین از تظاهرات مردم در میدان امام حسین و جماران در تاسوعای حسینی کردیم که البته بعداً با زیرکی برادران لباس شخصی فهمیدیم که این فیلمها با موبایل گرفته نشده بلکه فیلمهای تظاهرات فلسطین هست که اسرائیلی ها به مردم عزادار حمله کردند! و توسط برنامه های فتوشاپ و پینت براش ویندوز 7(پینت براش ویندوز 7 مثه فیس بووق و تووقیتر برای اغتشاش ساخته شده!)دست کاری شده و کلاً هر چی شما بگید دیگه!!!و در آخر باید بگوووویم که......................
اگر دین نداری لا اقل آزاده باش!
شایدم من بگویم اگر اهل سیاست نیستی لااقل آزاده باش!
اگر هم آزاده نیستی انسانی با عاطفه باش!
وعده ما امام حسین تا آزادی ساعت 10...

توهم خان:کاااااااااااااات کاااااااااااات!!!برنامه پخش زندست قطع کنید!!اینم بندازید تو گونی بعدم بندازیدش
تو استخر تمساح ها تا بخورنش !!!
ادامه مطلب
قسمت قبلی را در سایت خود نویس بخوانید...
این قسمت را هم در سایت خود نویس بخوانید...
بیانیه یاردان قلی به مناسبت محرم سبز

با سلام و درود بر خاندان توهم و مخصوصاً توهم خان بزرگ و
تف و لعنت بر هر کسی چشم ندارد من و توهماتم را با هم ببیند!
این همه سال تا ماه محرم از راه رسید فریادِ ایول تریپ مشکی را از اعماق وجودتان سر دادید و رفتید سی دی مخصوص محرم(حالا رعایت نکردن کپی رایت بماند..)خریدید و وووولووووم را تا آنجا که سیستم ماشین جواب میداد بردید بالا!
این همه سال گاو و گوسفند و شتر را جلوی زن و بچه مردم سر بریدید و گوشتش را به اسم نذری بین همسابه و فامیل و آشنا و جد و تبارتان پخش کردید(حالا بماند چند زندانی با همین پولها میتوانستی آزاد کنی!)و انگار در مرام شما حتماً باید خون این زبون بسته را در جلو چشمان همه بریزید و خیابان ها و کوچه ها را قرمز از رنگ خون بکنید!و با خود گفتید گوور پدر روانشناس های غربی و منافقِ بی صفت که میگویند این صحنه ها در آینده کودکان ما تاثیر منفی میگذارد!
با دستی که باید مشت میشد تا بیگانه را از خانه بیرون کنید(منظور از بیگانه همان آمریکا بود خیالتان راحت چین و روسیه و بورکینافاسو نبود!)بر سر و سینه خود زدید با زنجیر به جان خود افتادید و پشتتان را کبود کردید مه هر چه کبود تر ثوابش بیشتر!و بدتر از آن قمه بلند کردید و بر سر خود زدید و این همه خود زنی کردید در شکل های مختلف به اسم حسین به اسم یارانش به اسم آرمانش!!!
بر سر و صورت خود گل مالیدید و علم هایی به یاد علم های آن جنگ البته در ابعادی بیست برابر بزرگتر شایدم چهل برابر بزگتر حرکت دادید و خیابان ها را قُرُق کردیدو کارناوال راه انداختید و در آخر برای تکمیل مراسم خیمه شب بازیتان خیمه هایی را ساختید و آتش زدید و در آخر فریاد ما اهل کوفه نیستیمتان گوش فلک را کر کرد ولی نمیدانم چرا در پایان مراسم برای یک ظرف غذای نذری به جان یکدیگر افتادید و همدیگر را زدید و در آخر زیر لب گفتید خدا را شکر که تا یه هفته غذا داریم و نیازی به آشپزی نیست..
شاید کارهای عجیبتان را تاریخ فراموش کند اما این در تاریخ میماند!
که عده ای برای اینکه حرمت ماه محرم شکسته نشود گفتند محرم را رنگی نکنید سیاسی نکنید و ... غافل از اینکه حرمت محرم همان موقع شکست که حرمت خون جوانهای ایران زمین شکست وقتی ندا و سهراب و اشکان و ...کشته شدند و این روزها این حرمت لگد مال شد وقتی به مراسم ترحیم امام منتظری(با احترام به علیرضا رضایی!) هم رحم نکردند و به عزارداران حمله ور شدند وقتی از ترس اطراف خانه سهراب حکومت نظامی راه انداختند و ........ و وقتی که نمیدانم با چه رویی اما گفتند ندا یک منافق بود!
تف به غیرت من اگر به هر بهانه ای یاد این گلهای پر پر را زنده نکنم...
من و خاندان توهم سالها بود که دیگر در این عزاداری ها شرکت نمیکردیم و از مسلمانی فقط نام اسلام را در شناسنامه یدک میکشیدم ولی امسال محرم سبز را برگزار میکنیم تا جای فریاد های پوچ و تکراری ما اهل کوفه نیستیم ...فریاد من و توهم خان و توهم و حتی قدم نورسیده بین فریاد های دیگر خواهران و برادران مسلمان و مسیحی و یهودی و ....سبزم گم شود که همه یک صدا فریاد بزنیم :
اگر دین نداری لا اقل آزاده باش!
شایدم من بگویم اگر اهل سیاست نیستی لااقل آزاده باش!
اگر هم آزاده نیستی انسانی با عاطفه باش!
وعده ما امام حسین تا آزادی ساعت 10...
ادامه مطلب
جای شما خالی با توهم خان و قدم نورسیده اژدر (قلیون نازنینمان را میگویم!)چاقیده بودم و در حین قُل قُل, بلاگ گردی مبسوطی هم میکردیم که ییهو دیدیم یکی فریاد میزنه(البته با قلمش) محرم سبز در راه است... اون یکی جیغ میزنه میگه به پا رنگی نشی یکی دیگه میگه واه واه چه جلافتا ! حرمت نگه دارید محرم رنگی نکنید!اون یکی میگه اَه اَه اَه سبزهای بی تربیت محرم باید مشکی باشه حرمت نگه دارید!

آن لحظه خاص از دید ذهن بیمار یاردان قلی!
بنده و بدتر از من خاندان توهم از همه جا بی خبر کنجکاو شدیم ببینیم داستان محرم و کربلا چیست!خوب مثه همیشه مخالفان که سرشان زیر آب بود پس با مطالعه موافقان متوجه شدیم آن گونه که معتقدان به این رسم میگویند حسین و یارانش برای مبارزه با ظلم قیام کردند و این واقعه معروف شد به
پیروزی خون بر شمشیر...
نگاهی به مراسم عزاداری که به عنوان یاد بود این واقعه در سالهای پیش برگزار شده کردیم و کمی گیج شدیم از مشاهدات عجیب غریبمان!خودتان ببینید که ما چی دیدیم:
1.همان آدمهای که تا دیروز صدای دوبس دوبس ضبط هاشان گوشِ هفت جد ما را پاره میکرد!هر روز با یک تریپ در پارتی به سر میبردن!امروز مشکی پوش شدند و ضبط هاشان جای دوبس دوبس حسین حسین پخش میکرد!دیگه بی خیال ماشینهای اسپُرتی که با گِل ماشین اسپرت کردند!و پرچم هایی که به ماشین ها وصل میشه!و....دخترهایی که به بهانه محرم پدر محترم را ....اصلاً به منچه مگه مشکل مملکت ما اینه!
2.ممد آقا قصاب را دیدیم با آن سیبیل های کلفتش در چند صحنه که داشت گوسفند و گاو و شتر را وسط جمعیت با چه ذوقی سر میبرید تا به گفته خودش کمک کند نظر مردم (منظور از مردم بیشتر همان حاجی بازاری ها هستند که یک زن شرعی دارند و کلی صیغه تا کور شه هر کی نمیتونه ببینه!) ادا شود...
توهم:ها!!!چی میگه؟؟خوب چه کاریه جلو چشم مردم خون میریزید!
توهم خان:بدووو اون دیگ بزرگه رو بردار بیار من میمیرم برا شتر پلوووو!!!
قدم نو رسیده:اَ اَ اَ اَ...فرت..!
مترجم:عالیجناب نورسیده از دیدن صحنه دلخراش سر بریدن گوسفند زنده در ملاء عام فرت شدند همه جوی های آب پر خوون شده........ مااااااااااادر جاااااان!
3.مردمی را دیدیم که با زنجیر به جان خودشان افتادند وبعضی ها هم که زنجیر ندارند با دست بر سر وسینه خود میکوبند!اوووووووه چه کار داری میکنی قدم جان!نه نه نه.....
یاردان:قدم جان چرا با ساتور کوبیدی تو سر مترجم بدبخت!
قدم:ددمد بد قم قووم قیم!
مترجم:.....میگه قمه زنی خووووب مگه چیه!؟
4. و عده ای که خود را گلِی کرده و با پارچه خیمه درست کردند و دارند....معععععععع توهم نکن این کارووووو نکن....
توهم:ها!!!خوب مگه چیه خوووب دارم مراسم خیمه آتیش زنووون اجرا میکنم خیلی حال میده کلاس داره!هیئت پسر خالم اینا پول نداشت از این خرجا بکنه !!!تازه یه کپسول گاز هم تو خیمه گذاشتم حسابی آتیش بگیره...
بووووووووووووووووووووووووووووووووومب...
زیر آوار بودم که تکه کاغذی دیدم که اومد جلو چشمام روش نوشته بود:
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند اما
بر حسین می گریند که آزاد زیست
اینجا بود که دستم را از زیر آوار به نشانه پیروزی (V)بیرون آوردم و بالا گرفتم و فریاد زدم البته با قلمم که..
محرم سبز در راه است...
و اینجا بود که بر اثر موج آن انفجار متوهم شدم و بیانیه ای در ارتباط با محرم سبز دادم و اگر زنده بودم همین روزها در پست بعدی اعلام میکنم!
ادامه مطلب
چشم ها مو که باز کردم ديدم تو بازداتشگاه هستم و توهم رو شوووور گرفته و فرياد ميزنه!
آهاي دروغگو آهاي دروغگو اون همه جشن و شادي که خودمون داشتيم پس کو؟!
اون ور تر نگاه کردم ديدم هم سلوليهام فرياد ميزنند فرهنگ ما رو دزديده با عزاداريش داره پز ميده!
و توهم خانو ديدم که خرخره نگهبان زندان رو از لاي نرده ها گرفته و تو صورتش داد ميزنه چه قد بهت گتم زندوووون بوووآن که هر چي ميخواي ببر ! فقط به سيبيل نداشتت قسم يلدا رو نبر!
مترجم و قدم هم يه گوشه برا خودشون نشسته بودند داشتن فال حافظ ميگرفتن..ييهو يادم اومد تازه چرا اينجا هستم!
با وق وق زنگ کووک شده ساعت از خواب بيدار شدم بعد از يه رفع حاجت مختصر ماژيکو برداشتم رفتم سمت تقويم تا رو تاريخ ديروز خطي بکشمو يه آهي بکشم که:امشبم گذشتو کسي ما رو نکشت!که ييهو ديدم عدد بعدي چشمک غريبي ميزنه انگاري با آدم حرف ميزنه تو کف بودم که اين عدد چي چي ميخواد بگه که توهم خان طبق عادت هميشگي بعد از شکستن در وارد خونه شد!منم تا اومدم طبق روال داد بزنم که چرا...ديدم توهم خان شاد و شنگول با يه وانت پر از هندونه وارده خونه شد پشت بندشم توهم و قدم و مترجم!با آجيل شيريني و... همه با هم يه صدا ميخوندن امشب چه شبيه شبه مراده امشب يلدا خانوم سرش بالا دارِه امشب!منم از خودم بي خودم شدمو با حرکات موزون به سمت خاندان رفتمو همه رو تو آغوش گرفتم و يک صدا خوونديم بادا بادا مبارک بادا يلدووونگ شب مبارک بادا!با اين که بر خلاف رسم هميشگي امسال خونه خالي از فک و فاميل و همسايه بود و بزرگتر هاي سنتي فاميل به بهونه محرم شب يلدا را تحريم کرده بودند!حال خوبي داشتيم براي خودمون جشنِ مبسوطي گرفته بوديم توهم خان که ياد لينچان خدا بيامرز افتاده بود و با شمشيرش افتاده بود به جووون هندونه ها فرياد ميزد توهم خان خان ليانشانپو که مميگن منم من! توهم هم داشت انار هايي رو که از باغ همسايه دزديده بود دوون ميکرد برا خودش ميخورد پوستشو مينداخت تو ظرف!قدم هم داشت برا خودش يواشکي آجيل ميخورد جاي فندق ها قلوه سنگ ميزاشت!مترجم هم که يک ساعتي بود رفته بود از کتاب خونه کتاب حافظو بياره تا يه فالي بگيريم نميدونم چي شد با شاهنامه برگشت!منم داشتم اژدر (قلیون مخصوصمان را میگویم!) چاق میکردم تا شب یلدایی به ریه هام یه صفایی بدم که ییهو دیدم صدایی میاد از طبقه بالا!شایدم پایین!
-آآآآآآی از خدا بی خبر ها ای نا مسلمونا نمیبینید شب چهارم محرمنفرین بر شما یزیدی ها که جشن میگیرد چه معنی داره ؟ها؟
توهم:ها!عمو یادگار خوابی یا بیدار؟امشب شب یلدا جشن و سرور اون سالم که عید نزاشتی بگیریم سال قبلشم چهار شنبه سوری اون یکی سالم نه ولنتون گزاشتی بگیریم نه سپندار مزگان!!!بابا تو دهن ما رو ...!
یاردان:دِ ..توهم زییشته!!!
-ها چه جلافتا یلدا کیلو چنده عزاداری عشقِ رقاصه های از خدا بی خبر الان که زنگ زدم 220 دو تا 110 بفرسته بساط لهو و لعبتون جمع کنه..میفهمه عمو یادگار خوابه یا بیدار...
و اونجا بود که نیروهای حافظ امنیت مردم با چوب و چماق ریختن تو خونه البته بعد از اینکه زنگ در همسایه زدن و اجازه گرفتم از ایشون...منم فقط یادمه قبل از اینکه سرمو خودم بکوبم تو باتووم برادرا!!!!!!فریاد زدم:
مععععععععععععععععععععع

راستی مترجم جان اون فال حافظ که گرفتین چی چی اومد:
-آقامون حافظ گفت:
| می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب | چون نیک بنگری همه تزویر میکنند | |
| حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی | دام تزویر مکن چون دگران قرآن را |
| باده نوشی که دراو روی و ریایی نبود | بهتراز زهد فروشی که در او روی و ریاست | |
| می خورکه صد گناه زاغیار در حجاب | بهتر ز طاعتی که ز روی ریا کنند |
مترجم:یعنی همون مرگ بر آمریکا..صدامونو دارن میشنون....
توهم:یعنی تف و لعنت بر پدر مادر کسی که در این مکان آشغال ریخت!
ادامه مطلب


