تبليغاتX
ஜ توهم کده ஜ
ஜ توهم کده ஜ

قسمت قبلی را در سایت خود نویس بخوانید...

این قسمت را هم در سایت خود نویس بخوانید...

بیانیه یاردان قلی به مناسبت محرم سبز



با سلام و درود بر خاندان توهم و مخصوصاً توهم خان بزرگ و 

تف و لعنت بر هر کسی چشم ندارد من و توهماتم را با هم ببیند!

این همه سال تا ماه محرم از راه رسید فریادِ ایول تریپ مشکی را از اعماق وجودتان سر دادید و رفتید سی دی مخصوص محرم(حالا رعایت نکردن کپی رایت بماند..)خریدید و وووولووووم را تا آنجا که سیستم ماشین جواب میداد بردید بالا!

این همه سال گاو و گوسفند و شتر را جلوی زن و بچه مردم سر بریدید و گوشتش را به اسم نذری بین همسابه و فامیل و آشنا و جد و تبارتان پخش کردید(حالا بماند چند زندانی با همین پولها میتوانستی آزاد کنی!)و انگار در مرام شما حتماً باید خون این زبون بسته را در جلو چشمان همه بریزید و خیابان ها و کوچه ها را قرمز از رنگ خون بکنید!و با خود گفتید گوور پدر روانشناس های غربی و منافقِ بی صفت که میگویند این صحنه ها در آینده کودکان ما تاثیر منفی میگذارد!

با دستی که باید مشت میشد تا بیگانه را از خانه بیرون کنید(منظور از بیگانه همان آمریکا بود خیالتان راحت چین و روسیه و بورکینافاسو نبود!)بر سر و سینه خود زدید با زنجیر به جان خود افتادید و پشتتان را کبود کردید مه هر چه کبود تر ثوابش بیشتر!و بدتر از آن قمه بلند کردید و بر سر خود زدید و این همه خود زنی کردید در شکل های مختلف به اسم حسین به اسم یارانش به اسم آرمانش!!!

بر سر و صورت خود گل مالیدید و علم هایی به یاد علم های آن جنگ  البته در ابعادی بیست برابر بزرگتر شایدم چهل برابر بزگتر حرکت دادید و خیابان ها را قُرُق کردیدو کارناوال راه انداختید و در آخر برای تکمیل مراسم خیمه شب بازیتان خیمه هایی را ساختید و آتش زدید و در آخر فریاد ما اهل کوفه نیستیمتان گوش فلک را کر کرد ولی نمیدانم چرا در پایان مراسم برای یک ظرف غذای نذری به جان یکدیگر افتادید و همدیگر را زدید و در آخر زیر لب گفتید خدا را شکر که تا یه هفته غذا داریم و نیازی به آشپزی نیست..

شاید کارهای عجیبتان را تاریخ فراموش کند اما این در تاریخ میماند!

که عده ای برای اینکه حرمت ماه محرم شکسته نشود گفتند محرم را رنگی نکنید سیاسی نکنید  و ... غافل از اینکه حرمت محرم همان موقع شکست که حرمت خون جوانهای ایران زمین شکست وقتی ندا و سهراب و اشکان و ...کشته شدند و این روزها این حرمت لگد مال شد  وقتی به مراسم ترحیم امام منتظری(با احترام به علیرضا رضایی!) هم رحم نکردند  و به عزارداران حمله ور شدند وقتی از ترس اطراف خانه سهراب حکومت نظامی راه انداختند و ........ و  وقتی که نمیدانم با چه رویی اما گفتند ندا یک منافق بود!


تف به غیرت من اگر به هر بهانه ای یاد این گلهای پر پر را زنده نکنم...

من و خاندان توهم سالها بود که دیگر در این عزاداری ها شرکت نمیکردیم و از مسلمانی فقط نام اسلام را در شناسنامه یدک میکشیدم ولی امسال محرم سبز را برگزار میکنیم تا جای فریاد های پوچ و تکراری ما اهل کوفه نیستیم ...فریاد من و توهم خان و توهم و حتی قدم نورسیده  بین فریاد های دیگر خواهران و برادران مسلمان و مسیحی و یهودی و ....سبزم گم شود که همه یک صدا فریاد بزنیم :

اگر دین نداری لا اقل آزاده باش!

شایدم من بگویم اگر اهل سیاست نیستی لااقل آزاده باش!

اگر هم آزاده نیستی انسانی با عاطفه باش!

وعده ما امام حسین تا آزادی ساعت 10...

بر گرفته از ஜ توهم کده ஜ

بر گرفته از ஜ توهم کده ஜ




ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



جای شما خالی با توهم خان و قدم نورسیده اژدر (قلیون نازنینمان را میگویم!)چاقیده بودم و در حین قُل قُل, بلاگ گردی مبسوطی هم میکردیم که ییهو دیدیم یکی فریاد میزنه(البته با قلمش) محرم سبز در راه است... اون یکی جیغ میزنه میگه به پا رنگی نشی یکی دیگه میگه واه واه چه جلافتا ! حرمت نگه دارید محرم رنگی نکنید!اون یکی میگه اَه اَه اَه سبزهای بی تربیت محرم باید مشکی باشه حرمت نگه دارید!

آن لحظه خاص از دید ذهن بیمار یاردان قلی!

بنده و بدتر از من خاندان توهم از همه جا بی خبر کنجکاو شدیم ببینیم داستان محرم و کربلا چیست!خوب مثه همیشه مخالفان که سرشان زیر آب بود پس با مطالعه موافقان متوجه شدیم آن گونه که معتقدان به این رسم میگویند حسین و یارانش برای مبارزه با ظلم قیام کردند و این واقعه معروف شد به 

پیروزی خون بر شمشیر...

نگاهی به مراسم عزاداری که به عنوان یاد بود این واقعه در سالهای پیش برگزار شده کردیم و کمی گیج شدیم از مشاهدات عجیب غریبمان!خودتان ببینید که ما چی دیدیم:

1.همان آدمهای که تا دیروز صدای دوبس دوبس ضبط هاشان گوشِ هفت جد ما را پاره میکرد!هر روز با یک تریپ در پارتی به سر میبردن!امروز مشکی پوش شدند و ضبط هاشان جای دوبس دوبس حسین حسین پخش میکرد!دیگه بی خیال ماشینهای اسپُرتی که با گِل ماشین اسپرت کردند!و پرچم هایی که به ماشین ها وصل میشه!و....دخترهایی که به بهانه محرم پدر محترم را ....اصلاً به منچه مگه مشکل مملکت ما اینه!

2.ممد آقا قصاب را دیدیم با آن سیبیل های کلفتش در چند صحنه که داشت گوسفند و گاو و شتر را وسط جمعیت با چه ذوقی سر میبرید تا به گفته خودش کمک کند نظر مردم (منظور از مردم بیشتر همان حاجی بازاری ها هستند که یک زن شرعی دارند و کلی صیغه تا کور شه هر کی نمیتونه ببینه!) ادا شود...

توهم:ها!!!چی میگه؟؟خوب چه کاریه جلو چشم مردم خون میریزید!

توهم خان:بدووو اون دیگ بزرگه رو بردار بیار من میمیرم برا شتر پلوووو!!!

قدم نو رسیده:اَ اَ اَ اَ...فرت..!

مترجم:عالیجناب نورسیده از دیدن صحنه دلخراش سر بریدن گوسفند زنده در ملاء عام فرت شدند همه جوی های آب پر خوون شده........ مااااااااااادر جاااااان!

3.مردمی را دیدیم که با زنجیر به جان خودشان افتادند وبعضی ها هم که زنجیر ندارند با دست بر سر وسینه خود میکوبند!اوووووووه چه کار داری میکنی قدم جان!نه نه نه.....

یاردان:قدم جان چرا با ساتور کوبیدی تو سر مترجم بدبخت!

قدم:ددمد بد قم قووم قیم!

مترجم:.....میگه قمه زنی خووووب مگه چیه!؟

4. و عده ای که خود را گلِی کرده و با پارچه خیمه درست کردند  و دارند....معععععععع توهم نکن این کارووووو نکن....

توهم:ها!!!خوب مگه چیه خوووب دارم مراسم خیمه آتیش زنووون اجرا میکنم خیلی حال میده کلاس داره!هیئت پسر خالم اینا پول نداشت از این خرجا بکنه !!!تازه یه کپسول گاز هم تو خیمه گذاشتم حسابی آتیش بگیره...

بووووووووووووووووووووووووووووووووومب...

زیر آوار بودم که تکه کاغذی دیدم که اومد جلو چشمام روش نوشته بود:

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند اما

بر حسین  می گریند که آزاد زیست

اینجا بود که دستم را از زیر آوار به نشانه پیروزی (V)بیرون آوردم و بالا گرفتم و فریاد زدم البته با قلمم که..

محرم سبز در راه است...


و اینجا بود که بر اثر موج آن انفجار متوهم شدم و بیانیه ای در ارتباط با محرم سبز دادم و اگر زنده بودم همین روزها در پست بعدی اعلام میکنم!



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



چشم ها مو که باز کردم ديدم تو بازداتشگاه هستم و توهم رو شوووور گرفته و فرياد ميزنه!

آهاي دروغگو آهاي دروغگو اون همه جشن و شادي که خودمون داشتيم پس کو؟!

اون ور تر نگاه کردم ديدم هم سلوليهام فرياد ميزنند فرهنگ ما رو دزديده با عزاداريش داره پز ميده!

و توهم خانو ديدم که خرخره نگهبان زندان رو از لاي نرده ها گرفته و تو صورتش داد ميزنه چه قد بهت گتم زندوووون بوووآن که هر چي ميخواي ببر ! فقط به سيبيل نداشتت قسم يلدا رو نبر!

مترجم و قدم هم يه گوشه برا خودشون نشسته بودند داشتن فال حافظ ميگرفتن..ييهو يادم اومد تازه چرا اينجا هستم!


با وق وق زنگ کووک شده ساعت از خواب بيدار شدم بعد از يه رفع حاجت مختصر ماژيکو برداشتم رفتم سمت تقويم تا رو تاريخ ديروز خطي بکشمو يه آهي بکشم که:امشبم گذشتو کسي ما رو نکشت!که ييهو ديدم عدد بعدي چشمک غريبي ميزنه انگاري با آدم حرف ميزنه تو کف بودم که اين عدد چي چي ميخواد بگه که توهم خان طبق عادت هميشگي بعد از شکستن در وارد خونه شد!منم تا اومدم طبق روال داد بزنم که چرا...ديدم توهم خان شاد و شنگول با يه وانت پر از هندونه وارده خونه شد پشت بندشم توهم و قدم و مترجم!با آجيل شيريني و... همه با هم يه صدا ميخوندن امشب چه شبيه شبه مراده امشب يلدا خانوم سرش بالا دارِه امشب!منم از خودم بي خودم شدمو با حرکات موزون به سمت خاندان رفتمو همه رو تو آغوش گرفتم و يک صدا خوونديم بادا بادا مبارک بادا يلدووونگ شب مبارک بادا!با اين که بر خلاف رسم هميشگي امسال خونه خالي از فک و فاميل و همسايه بود و بزرگتر هاي سنتي فاميل به بهونه محرم شب يلدا را تحريم کرده بودند!حال خوبي داشتيم براي خودمون جشنِ مبسوطي گرفته  بوديم توهم خان که ياد لينچان خدا بيامرز افتاده بود و با شمشيرش افتاده بود به جووون هندونه ها فرياد ميزد توهم خان خان ليانشانپو که مميگن منم من! توهم هم داشت انار هايي رو که از باغ همسايه دزديده بود دوون ميکرد برا خودش ميخورد پوستشو مينداخت تو ظرف!قدم هم داشت برا خودش يواشکي آجيل ميخورد جاي فندق ها قلوه سنگ ميزاشت!مترجم هم که يک ساعتي بود رفته بود از کتاب خونه کتاب حافظو بياره تا يه فالي بگيريم نميدونم چي شد با شاهنامه برگشت!منم داشتم اژدر (قلیون مخصوصمان را میگویم!) چاق میکردم تا شب یلدایی به ریه هام یه صفایی بدم که ییهو دیدم صدایی میاد از طبقه بالا!شایدم پایین!

-آآآآآآی از خدا بی خبر ها ای نا مسلمونا نمیبینید شب چهارم محرمنفرین بر شما یزیدی ها که جشن میگیرد چه معنی داره ؟ها؟

توهم:ها!عمو یادگار خوابی یا بیدار؟امشب شب یلدا جشن و سرور اون سالم که عید نزاشتی بگیریم سال قبلشم چهار شنبه سوری اون یکی سالم نه ولنتون گزاشتی بگیریم نه سپندار مزگان!!!بابا تو دهن ما رو ...!

یاردان:دِ ..توهم زییشته!!!

-ها چه جلافتا یلدا کیلو چنده عزاداری عشقِ رقاصه های از خدا بی خبر الان که زنگ زدم 220 دو تا 110 بفرسته  بساط لهو و لعبتون جمع کنه..میفهمه عمو یادگار خوابه یا بیدار...

و اونجا بود که نیروهای حافظ امنیت مردم با چوب و چماق ریختن تو خونه البته بعد از اینکه زنگ در همسایه زدن و اجازه گرفتم از ایشون...منم فقط یادمه قبل از اینکه سرمو خودم بکوبم تو باتووم برادرا!!!!!!فریاد زدم:

مععععععععععععععععععععع

راستی مترجم جان اون فال حافظ که گرفتین چی چی اومد:

-آقامون حافظ گفت:

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

باده نوشی که دراو روی و ریایی نبود بهتراز زهد فروشی که در او روی و ریاست
می خورکه صد گناه زاغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که ز روی ریا کنند
یاردان: معنیش چی چی هست حالا

مترجم:یعنی همون مرگ بر آمریکا..صدامونو دارن میشنون....

توهم:یعنی تف و لعنت بر پدر مادر کسی که در این مکان آشغال ریخت!



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



f


آیت‌الله منتظری که زمانی قائم‌مقام رهبری ایران بود و می‌توانست بعد از مرگ آیت‌‌الله خمینی، رهبری ایران را برعهده گیرد، به خاطر اعتراض به اعدام‌های دهه ۶۰، از نیابت رهبری برکنار شد. او بعد از مرگ آیت‌الله خمینی، سال‌های سال در حبس خانگی به سر برد. این مرجع تقلید با وجود اینکه در انتخابات اخیر از هیچ کاندیدایی حمایت نکرد، اما تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین مدافعان جنبش سبز شد. انتظار می‌رود تشییع جنازه این «مرجع سبز» تبدیل به محلی برای ابراز مخالفت با دولت و حاکمیت شود.

به سرقت رفته از : سایت خود نویس



آیا میدانستید... شماره ویژه در گذشت آیت‌الله‌العظمی منتظری !!!
ه همان طور که در جریان بودید و هستید و اگر درِ اینجا را تخته نکنند در جریان خواهید ماند آیا میدانستید کاری علمی فرهنگی ادبی سیوسی اجتموعی همه فن حریفی! است از توهم کده و رجا نیوز! و گاهی اوقات فارس نیوز!
 این شماره آیا میدانستید را فقط در یک جمله میگوییم
 آیا میدانستید رجا نیوز و فارس نیوز سایت های حامی دولت خبر در گذشت ت آیت‌الله‌العظمی منتظری  را اینگونه بیان کردند؟!ها؟جوون من میدونستی؟این تن بمیره!
حسينعلي منتظري در سن 87 سالگي در گذشت
 خاندان توهم:باز برید خدا رو شکر کنید نگفتن حسینعلی مرد!
پس نوشت: رجا نیوز و فارس نیوز خبر خود را اصلاح کردند!!و نام آیت الله را گذاشتند باشد تا در همه موادر اصلاح شوند!


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



به دنبال منشووور!(اووووره کااااا!اوووره کاااا!)قمست صفرم!

به دنبال منشور(قسمت یکی بعد از صفرم)

مدرک یا جعل مدرک مسئله این است؟!

نکته اخلاقی : سعی کنید حتی المقدور نخبه نباشید و چیزی نفهمید! 
و اینکه این دنیا به هیچ کس وفا نکرد!

آنچه گذشت : در جریانات ما قبل بنده نحیف من یاردان قلی به دنبال بازگرداندن منشور کوروش از کشور دشمن و تروریست غیر هسمایه انگلیس طرح ماموریت غیر ممکن 7 را چیدم و توهم  را در جریان این نقشه شوم...ببخشید خفن قرار دادم!

متن ابر فوق محرمانه  عملیات غیر ممکن 7

به نام خداوندی که یاردان را آفرید تا توهم خان را توهم بزند!

و درووود بر توهم خان بزرگ

توهم جان,وقتی این نامه را میخوانی احتمالاً در دانشگاه آکسفورد مشغول تحصیل باشی من مجبور شدم به صورت موقتی مغز تو را با قسمت باقی مانده مغز انیشتین و کمی خاک رس جابه جا کنم و از این طریق و چند توهم کوچک توانستم  توهمی بزنم که تو در المپیاد و کنکور ایران نفر اول بشوی و از از طریق بورسیه  به دانشگاه آکسفورد بروی ...توهم جان حالا که مغزت را عوض کردم تو رو به اون کله کچلت قسم  برنامه یادت نره تو قرار منشور تقلبی که بهت دادم  تو برنامه بازدید نخبگان آکسفورد از  موزه ی ملّی انگلستان با منشور اصلی جابه جا کنی.........

به یاد توهم داشتم فال حافظی میگرفتم که آقامون حافظ خودش ییهو ظاهر شد و گفت:

توهم گم گشته باز آید به خاندان غم مخور... کلبه ی احزان شود روزى گلستان غم مخور

تو حال خودم بودم که ییهو احساس کردم زبونم لال زلزله اومده!همه خونه لرزید و تا خواستم به سمت در خروجی فرار کنم دیدم در از جا کنده شد و زیر در له شدم فقط  توهم خانو دیدم که با یه فرغون پر کاغذ در حالی که قدم رو کاغدا بود و مترجم بد بخت از شصت پا به فروغون وصل بود....

یاردان:معععععععععععع چرا در رو شکوندید بابا!!!این چند روزه کجا بودید؟ این کاغذا چی چیه ؟ها!!!؟چطوری قدم جون یه بوس بده به عمو....

ییهو دیدم قدم جان عینهو خدا بیامرز بروسلی جفت پا اومد تو صورتم داد زد:اوووهووووو اد بد مد دکی دکی مهندسی فوووقوولی ددر مدر !

مترجم:عالیجناب دکترا پروفسورا مهندسا نورسیده ها!!! فرمودند:پسر جووون کیش میش دم داره قدمم مدرک داره!بنده پروفسور نورسیده هستم مهندس هوا فضا سفینه جیقیلی بقول ناسا!

یاردان :معععععععععععععع!!!

مترجم: معوووووو کووووووفت!جناب توهم خان برنده جایزه صلح نوبل  و  دارنده دکترای حقوق بشر آکسفورد هستند تازشم مدرک مترجمی منم مال باشگاه رئال مادرید....


آن لحظه خاص از دید ذهن بیمار من!!!

توهم خان:بیا یاردانی برای تو هم یه دونه جایزه نوبل نویسندگی طنز گرفتم یه دونه هم دکترای هاروارد فقط قسمت رشته خالی گزاشته خودت پر کن

یاردان:اِهم!اون وقت از کجا؟!

توهم خان:هیچی بابا این قدمو برده بودم پارک از بالا سرسره چهار تا کلاغ با تفنگ بادی بزنه  بچه حال بیاد دیدیم یه یارو تو پارک داره باقالی میفروشه با مدرک دکترا !منم چند تایی خریدم تازه مال قدم رنگش شوکولاتی  آخه صورتیشم داشت ارزونتر بود ولی گفتم صورتی قرتی بازی میشه این با کلاس تره!

مترجم:مععععععععععععععععع!!!وووووووووااااآآآآآآ داره توهمو نشون میده!

بنده همین جا داشتن هر گونه علمک شیطان در زندگی واقعی و خارج از توهماتم را شدیداً تکذیب میکنم!

یاردان :معععععععععععععععععععع!!!!به این کچل گفتم زیاده روی نکنا!!!!

چلنقووووز مجری ووووواآآآآ:خاکوشتین(ترکیب خاک رس و انیشتین!) معرووف به توهم! دانشجو ما فوق دکترا آکسفورد  که به انیشتین 2 معرووف شده با ارائه مطلبی(هشت هشت تا شصت تو چهار تا!)را به چالش کشیده و نشون داده که 8*8 =5*13=64=65!!!!!این جووون نابغه این مسئله رو بی ارتباط به انتخابات ایران و شعار معترضین به نتایج انتخابات که  یک صدا فریاد میزدند دو دو تا میشه هشت تا!!!بی ارتباط ندانسته!!!

یاردان:ای بابا گفتم حرف سیاسی نزن ش میشه ها!

به خبری که هم اکنون به دستمان رسید توجه فرمایید ایشون در راه بازگشت از انگلیس در فرودگاه توسط ماموران امنیتی ایران به جرم اغتشاش و اقدام علیه امنیت ملی و ایجاد ترافیک و کامنت هایی که بازدید کنندگان در بلاگ توهم کده گزاشته بودند به زندانی نا معین انتقال داده شدند!

زیییییییییییییییینگ!(صدای تیلیف!)

یاردان:بله ...منزل یاردان و خاندان توهم بفرمایید.

توهم:ای برج پیزا و اون بورکینا فاسوووووووووو تووووووووووووووووو .........................................

...

..

.

(خیلی منحرفی! )تو چشمت!اینا منو با یه یارو به اسم محمد رضا جلائی پور اشتباه گرفتند بیا به اینا بگو من قاتل آدم کش نیستم ....بووووووووو...........ق.

زییییییییییییییییییییییییییییییینگ:

یاردان:الووووووووووووووووو توهم چی چی شده شیشه نوشابه باتوم.......

صدای نا آشنا:ببخشید بنده از دفتر ریاست جمهوری دولت (نه به زور چماق بعلاوه یک!مساوی ده)تماس میگرم به جناب توهم خان  بگید با درخواست ایشون بابت معاونت ریاست جمهوری موافقت نشد  اما از سه  گزینه وزارت  نفت و وزارت کشور و نماینده تام الاختیار رییس جمهور در بورکینافاسو و ونزوئلا یکیو میتونن انتخاب کنند!

یاردان :یاردان بابا این تا ده بلد نیست بشماره چی چیو وزیر بشه!!!

-عزیز من این کاغذ پاره ها که مهم نیست مهم عملکرد منفی که ایشون ثابت کردند که دارن!

-دیگه مغزم سوت کشیده بود رفتم در برداشتم تا بزارم سر جاش که دوباره حس زلزله بهم دست داد

-آآآآآآآآآآآآآآآآآآه برید کنار که من اومدم آآآآی نفس کش.....

 ییهو دیدم دوباره در کنده شد این بارم بازم زیر در کتلت شدم وقتی نگاه کردم توهمو دیدم با یه کاغذ تو دستش نفسم به زور بالا میومد که اشاره کردم به اون کاغذ گفتم توهم تو چه جوری اومدی !!!

-یوووهاهاهاها فرار کردم توهم زدم دیوید کاپرفیلدم همه قفلا رو باز کردم اومدم !

-اون چی چیه دستت!!

-ها!!منشوووور اخلاقی دانشگاه آکسفورد !!تازه مال فیفا هم آوردم مگه همینو نمییخواستییییییی!!!!

-معععععععععععععععععععععع!!!

-نیروهای حافظ امنیت مردم صحبت میکنه!خونه تحت محاصره هست یا درو باز کنید یا با تانک میایم تو خووونه

-اومدم بگم که در بازه  بفرمایید تو که دیدم تانک اوووووووووو......

اینجا بود که از خواب ناز که تو وان حموم رفتم بودم پریدم(در قمست ۱ و۲!) فریاد زدم اووووره کا اوووره کا!!!

بی خیال مشنوووور مگه مشکل مملکت ما اینه!!!!!بر فرضم که منشور برگردوندم!مگه با این چیزا درست میشه!و لباس پوشیدم رفتم با توهم نشستیم یه دست فوتبال بزنیم که دیدم یه صدایی اومد مثه زلزله و.............

تصویر گری:کاری گروهی از یاردان قلی و مغز بیمارش!!!!


چند روزی با خاندان میرویم شکار کرگدن و بز وحشی هر چه دل تنگتان خواست در کامنت دونی بگزارید که تایید را هم برداشتم همتان را به به خدا میسپارم تا ...

16 آذر سبز...

ضمناً 21 هم اگر زنده بودیم تیفیلدمان میباشد از حالا فکر کادو باشید...



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



عملیات غیر ممکن  هفت...

تام کروز یا توهم مسئله این است...!

آنچه گذشت:در قسمت صفرم خواندید وقتی انیجانب یعنی همون یاردان قلی برای پس گرفتن منشور عمو کوروش کبیر از انگلیس خبیث از همه اداره های دولتی ناامید به وان آب داغ پناه برده بودم مغزم گِز گِز کرد و فکری به ذهن بیمارم رسید و من  هم از فرط خوشحالی برهنه از حمام بیرون پریدم و به یاد ارشمیدس آن بزرگ مرد تاریخ فریاد زدم اوره کا اوره کا....( ارشمیدس به هنگام کشف قانون معروفش لخت  از حمام بیرون پرید و داد  زد : اوره کا !... اوره کا! ( به معنی یافتم... یافتم...) )

(لینک کامل قسمت اول داستان به دنبال منشور قسمت صفرم)

و اما از اینجا به بعد:

یاردان قلی:اوره کا اوره کا  توهم: ها!!چی چی شده باز؟توهم خان باز سشوار انداختی تو وان این مغز خَر خورده!؟ ها!!چی میگه؟ من و یاردان که تنها بودیم!معععع خاک بر سرم تو چرا لباس تنت نیست بی حیا !!!یاردان:توهم پاشو بیا میخوام چهار کلام حرف مردونه باهات بزنم  راه بازگشت منشور از مغز فندوقی تو میگذره با این حرکت میتونی به یه اسطوره تبدیل بشی مثه رستم شایدم بتمن! توهم :ها!!میگم چند روزه سر درد دارما!!!!خوب که چی بشم رستم ورژن  2 گوشه کتابخونه ها خاک بخورم نمیخوام حالا بتمن بشم یه چیزی حالا بگو چی چی هست این نقشه مشنگت !؟بعدشم اسطوره ول کن یه چی بکن تنت بی حیا!

توهم مغز فندقی از دید یاردان در لحظه ای که 

مثه یه عروسک کوکی گول خورد که ...

و در این لحظه ناب بود که  نقشه نابمو برای توهم کامل گفتم!و هی گفتم و باز هم گفتم.....یه روز بعد...فهمیدی؟؟نه....دو رووز بعد...فهمیدی؟...ها!!!نه!...یک ماه بعد !فهمیدی؟....توهم:آهان خوب از اول میگفتی حالا فهمیدم چی چی شد!برق عجیبی تو چشمای توهم دیدم دست هاشو به سمت من دراز کرد من هم دستمو به سمتش بردم احساس کردم دستمو داره محکم به علامت رضایت فشار میده تا حدی که صدای قرچ قووروچ استخونهامو احساس کردم با غروری عجیب گفت:قبوله خسته شدم انقدر بهم گفتند خنگ میخوام خودمو ثابت کنم مخصوصاً به این قدم نورسیده... وگفت:یاردانی میگما حالا که تا اونجا دارم میرم بیا یه کار خیر بکنم ...چه کار ؟این برج هستش کج و کولست اسمش چی چی بود ساندویچ همبرگر چیز برگر!! یاردان:پیزا میگی!! – آها همون اونم صافش کنم آخرش میافته رو سر ملت کتلت میشنا!!!یاردان:معععع!!توهم اون برج تو انگلیس نیست که تو بور کیینافاسو ..

افکار یاردان قلی در آن لحظه خاص!


توهم:خوب اصلاً بیخیال بیا برای آخرین بار تو بقلم!اشک تو چشمام جمع شده بوده توهم داشت خودشو فدای اعتقاداتش میکرد ممکن بود دیگه هیچ وقت از عملیات غیر ممکن هفت برنگرده محکم تو بقلم گرفتمش  توهم گفت یه چی بگم...بغضم شکست زدم زیر گریه گفتم بگو توهم جان تو مایه افتخار منی هر کسی جای تو بود یه خورده عقلش کار میکرد این ماموریت قبول نمیکرد...و توهم گفت:یاردان...گفتم جووون یاردان گفت:میشه یه چیزی بکنی تنت جلو خواننده ها خوبیت نداره بعدشم میشه کل نقشه رو این کاغذ بنویسی هی اون قسمت آخرش بعد از فرار از موزه یادم میره!!!یاردان:مععععععععععععععععععععععععععععععععع راستی توهم خان و قدم نورسیده کجا رفتن؟؟؟

هنوزم فک کنم ادامه داره...


این ماجرا در قمست بعدی تمام میشود از دوستان وبلاگ نویس و وبلاگ خوان!!دعوت میکنم انتهای این ماجرا را حدس زده ...اشخاصی که حدس بزنن که نقشه عملیات غیر ممکن ۷ چیست و توهم خان و قدم نورسیده کجار رفته بودند!!!را به قید قرعه در استخر تمساح های توهم خان میندازیم!!!بشتاید بشتابید که ظرفیت استخر محدود است

تصویر گری:کاری گروهی از یاردان قلی و مغز بیمارش!!!!



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



 دوشنبه ۱۴ دی ۸۸ بود که همین جوری اتفاقی در سایت کلمه این خبر را خواندم...
بنده نحیف منِ یاردان قلی! این بار سنگین را بر کِتف نحیف خود احساس کردم(البته بعداً متوجه شدم سنگینی دستِ توهم خان بود بر روی کتفم!)بعد از پنج دقیقه و هفت ثانیه سکووت و چُرت زدن!متوجه شدم که ای بابا کما فی سابق به قول دایی جان ناپلئونِ عزیز کار کار انگلیسی هاست!و این  چشم آبی های آفتاب ندیده بی دین و ایمون منشور حقوق بشر ما را دزدیدن!من هم در مرحله اول سراسیمه دویدم دویمدم تا برسیدم به میراث فرهنگی:

یاردان قلی:سلام آقای میراث فرهنگ!لطفاً سریعاً اقدام کنید ....

آقای میراث فرهنگ:سلامون علیکم و رحمتوووووالله و برکاتوووووو و اشهدوووووو مرگ بر اسرائیل!ما نه با اسرائیل رابطه داریم نه با مردمش!!و ییهو خنده ای بس عجیب کرد و گفت پسر من کدوم فرهنگ کدوم میراث!مگه ما قبل از 1388 سال پیش از تولد جنبش سبز هم فرهنگی داشتیم !آقا خیلی هم برات اون تیکه گل مهمه برو سازمانِ محیط زیست اونا تو کارو گرد و خاک گِل هستن!

دویدم دویدم تا برسیدم به سازمان محیط زیست!!

یاردان قلی:سلام آقای آب دوزدک دو زیست!منشوووور...

آقای آب دزدک دو زیست:سلامو علیکم بر رییس جمهور و خاندان پاکش و دوستانش و برادران سپاهیش!پسر من افتادی دنبال یه تیکه گِل که چی بشه تو هم مثه آمریکا انگلیس افتادی دنبال آلوده کردن محیط زیست!ول کن  این خرافاتو برادرِ من!!! ما تازه با همکارییه برادر زیست محیط میخوایم سدِ  سیوندو احداث کنیم بقیشم بفرستیم زیر آب! حالا میخوای سازمان انرژی هسته ای هم برو شاید به دردت خورد!!!راستی سلام پسرم!

دویدم دویدم نفهمیدم چرا به نطنز رسیدم!آقای حق مسلم اونجا بود تا اومدم بگم :منشوووو....

آقای حق مسلم گفت:انرژی هسته ای حقِ مُسلم ماست !کوروش کبیر جایش تو .... ماست!(با ش -ر - ت یه کلمه بسازید!و جای خالی را پر کنید!)

نا امید از همه جا دودیدم دویدم رسیدم به سفارت انگلیس دیدم برادرای بسیجی دارن سنگ میزنند به دیوار انگلیس منم دیدم آب گلالودهو موقع ماهی گیری! داد زدم :منشوور ما رو دزدیده با منشوور ما داره پز میده!!ییهو دیم برادرای بسیجی انگلیسو ول کردن دارن میگن مرگ بر منافق اونا بدو من فرار کن!

دویدم دویدم رسیدم به خونه دیدم تَوهُم غمباد کرده گوشه خونه نشسته !

رفتم به حموم وان پر کردم از آب داغ دراز کشیدم!داشتم فکر میکردم که ییهو یاد یکی افتادم از وبلوووگ شلغم کده بیگلی بیگلییو  میگم این بلاگ نویسِ تازه وارد!!!گفته بود ما خودمون مقصریم که ...ییهو احساس کردم این وان حمووم هموون وان حموووم معرووووف ارشمیدسِ  شده منم خود ارشمیدس و راه چاره پیدا کردم و  لخت از حمام پریدم بیرون فریاد زدم توهم توهم  و توهم گفت:ها !!چی میگه و من فریاد زدم:

اوووووووووووووره کا! ... اووووووووووووووووووره کا!

 ارشمیدس به هنگام کشف قانون معروفش لخت  از حمام بیرون پرید و داد  زد : اوره کا !... اوره کا! ( به معنی یافتم... یافتم...) 

فک کنم ادامه داشته باشه...


بی ربط نوشت...

رجا نیوز سایت حامی دولت گفت:

متانت صفار کنترل عصبی سبزها را برهم زد.

روز واقعه از دید رجا نیوز!

و این هم پشت صحنه واقعه!

خواجه‌نصیر

دانشجو هایی که پشت به عمو صفار ایستادند و گفتند تا کفش قبلیو  پس ندی این کفشای جدیدو برات نمیندازیم!


فوری فوری!

به علت هک شدن رجا نیوز سایت حامی دولت تا اطلاع ثانوی قسمت آیا میدانستید به صورت انتحاری و در حمایت از کودکان بی سرپرست بورکینافاسو هک شد!!!





نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای  بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد


هر كس به كسي نازد ما هم به کوروش کبیر نازيم

روزی که کوروش کبیر فرمود:

دستور دادم تا جسدم را بدون تابوت و کفنی در خاک نهند تا که اجزای بدنم ذره ذره خاک ایران شود

شاید فکرش را هم نمیکرد که افتخار ایران زمین دیگر کوروش نباشد..مردم دسته دسته به زیارتگاه ها بروند ولی حتی یادشان نباشد که کوروش چه شد کوروش چه میگفت!

یاد ایران باستان به خیر که میگفنتد:

خدای بزرگ است اهورامزدا,که این زمین را آفرید,که آن آسمان راآفرید,که انسان را آفرید که شادی رابرای انسان آفرید

جشن های 2500 ساله بود که شاه گفت:کورش آسوده بخوابکه ما بيداريم باید همان جا جایزه نوبل طنز را میگرفت!  امروز من میگویم کوروش بیدار شوو که همه خوابند!کوروش بیدار شووو که شادی را از سر سفره ها بردند جایش قرار شد نفت بدهند آن را هم ندادند!کوروش بیدار شو منشوور حقوق بشرت سر از موزه های انگلستان سر درآورد آنها شدند صاحب حقوق بشر ما ایرانی ها شدیم صاحب تازیانه و سنگسار کوروش یادت می آید که در منشورت گفتی باید به هر دینی احترام بگذاریم!!یادت است حتی به بت های انها هم احترام گراشتی!!اما آنها با شمشیر به ما حمله ور شدند به زور ما را مجبور کردند که آیینی جز آیین شادی بیاوریم خود را نماینده خدا معرفی کردند و به اسم خدا شمشیر کشیدند زنهایمان را در بند کردند مردانمان را کشتند...جشن هایمان را دزدیدند جایش یه ما عزاداری دادند عزا داری با طمع حووری! افتخار ایران زمین شد مشهد مقدس بارگاهی که با طلا ساخنتد! قم و جمکران آن چاه پر از هیچ! ولی من خووب میدانم کوورووش افتخار ما همان تخت جمشید هست نه به خاطر عظمت معماریش نه به خاطر بزرگیش بلکه به خاطر اینکه نماد صلح بودی نماد شادی بودی نماد عشق به وطن و احترام به حقوق دیگران بودی...افتخار ما آن منشور حقوق بشرت هست نه این تازیانه ها که بر سر ما فرود میاید!


بی ربط نوشت...
آیا میدانستید به تازگی چاه دومی هم در مسجد جمکران احداث شده!!!مخصوص بانوان!...
یاردان قلی:و باز هم توهین به شعوور مردم شد , مردم ما لذت بردند از این توهین!
توهم خان:چه معنی داره مرد و زن نامحرم برن پای یه چاه!
توهم:خووب بابا این چاه جدیده از پایین به چاه قبلی راه داره!
قدم:دد بد کانال کشوو مد لووله مد قوود قوود!!!
مترجم:عالیجناب نورسیده به عنوان نماینده نسل جوان پیشنهاد دارند که یک لوله کشی از جمکران به تهران بکشیم و چاه هایی در تهران احداث کنند تا بانوان عزیز بیخودی پولهایشان خرج نکنند تا آنجا بروند و در تهران هم یک شعبه مخصوص بانوان بزنیم

ایراد آیت‌الله جوادی‌آملی بر منشور حقوق بشر

وی افزود: وقتی سخن از تفاوت میان زن و مرد پیش می‌آید دادشان در می‌آید که این تبعیض و ظلم است در حالی که خداوند خالق بشر است، جایگاه زن و مرد را مشخص کرده است.

وی ادامه داد: آنها بین خوک و گوسفند فرقی نمی‌گذارند زیرا که منبع را رعایت نکردند.

منشور حقوق بشر کوروش  در ادامه مطلب!



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی



یاردانقلی:
در تداول عامه مردی بی تعصب و لاابالی و کسی که هویت او درست معلوم نیست 

خیلی ها میگن چرا اسم یاردانقلی!!!جوابهای مختلفی این سوال داشته مثلاً:

توهم خان:اینجااااا فقط من سوال میپرسم کسی حق نداره بگه چرا چون همینیه که من میگم یاردان قلی خیلی قشنگه ..این اسم جینگووولکیای آب پرتقالی به خاندان ما نمیخوره!

توهم::توهم خان راست میگه اسم یاردانی خیلی مشنگه!!یعنی پشنگه نه یعنی ملنگه!ها؟سوالاتون چی چی بود؟ آها خوووب من از کجا بدونم لایه ازون توهم خان گاز گرفت سوراخ شد یا یاردان!!ها! چی میگه؟؟

قدم نورسیده::اد بدد دد بد مد یاردا قلی جیگمله معععععع دد بد توهم خان سرور...دد بد مد اوود بدبدبد توهم خاک بر سر!

مترجم عالیجناب نورسیده: ایشون فرمودند:سامولیکم!بین داداش من! به شما مربوطات نیمیشه که اسم یاردانی چرا یاردانی خوووودش حال کرده بزاره یاردانی!!!

یاردان قلی::معععععععععععع این بچه چرا امروز این مدلی شد باز بردینش قهوه خونه با خودتون!!!
آقا جان من! این حرفا چی چیه میزنید یاردان قلی قبل از این که یه اسم باشه یه نماد !نماد انسانهایی که همه به سادگیشون میخندن به کارهای بچه گانه وشایدم احمقانه! همه ایراد میگیرن ازشون!!که دیگه بزرگ شدی و زشته!نمیدوووونم شاید بگم ذره کوچیکی از وجوود حسین پناهی ها !
یا حداقل  روم بشه بگم نماد کسایی که ادعا دارن میخوان مثه حسین پناهی زندگی کنن و بمیرن!

توهم خان :تو غلط میکنی قبل از درست کردن آفتابه من بمیری!قرار بود این سنسور اینو درس کنی

توهم:پس من برم دنبال کارای کفن دفن یاردانی نیم متر قبر بگیرم بسه!!تاش میکنیم میندازیمش تو قبر
قدم نورسیده:: اد لدل بد دد مد بد یاردانوو مد!

مترجم عالیجناب نورسیده: ایشون فرمودن ایول داش یاردان چه حلوایی بخوریم امشو!!!!!

توهم خان :حالا این حسین پناهی که میگی کی کی هست؟پسر بپر بیل بردار بیار بریم نقش قبرش کنیم به اسکلاتش برق وصل کنیم زنده شه ببینیم کی کی بوده!!!

یاردان قلی:مععععععععع نکنید این کارو بابا الان خودم بهتوون میگم!

ناگفته هایی از حسین پناهی

این آدم بزرگ ها چه قدر عجیبند!
جمله معروف شازده کوچولوی کتاب آنتوان همون شازده کوچولویی که همه فکر و ذکرش گلی بود که تازه تو سیاره اش سبز شده بود!

شازده کوچولویی که یه روز از سیاره خودش وسط صحرایی تو آفریقا کنار آنتوان سبز میشه و با سوالهای کودکانش و چرا؟ گفتن هاش همه زندگی آدم بزرگا رو زیر سوال میبره  و آنتوان رو شیفته پاکی خودش میکنه

آنتوان صفحه آخر كتابش تصويري كشيده  ؛ صحرايي با يك ستاره درشت و ملتمسانه مي‌نويسه: ظهور شازده كوچولو بر زمين در اينجا بود و بعد در همين جا هم بود كه ناپديد شد... اگر روزي تو آفريقا گذارتان به كوير افتاد حتما آن را خواهيد شناخت ... به التماس ازتان مي‌خواهم كه عجله به خرج ندهيد و درست زير ستاره چند لحظه‌اي توقف كنيد.
آن وقت اگر بچه‌اي به طرفتان آمد، اگر خنديد، اگر موهايش طلايي بود... لابد حدس مي‌زنيد كه كيست. در آن صورت لطف كنيد و نگذاريد من اينجور افسرده خاطر بمانم. بي‌درنگ برداريد و به من بنويسيد كه او برگشته....

شاید شازده کوچولوی آنتوان یه خیال پردازی بود اما:
حدوداًسال 1335 در روستای دژکوه حسین پناهی به زمین آمد!درسته نتونست با گذر زمان مانع در اومدن ریش و سیبیلش و چین و چروکای صورتش بشه اما اونارو به حال خودش رها کرد تا با بزرگسالی خودشون خوش باشن و تا آخرین لحظه زندگی پاکش نماد همون شازده کوچولو بود!وقتی تو دکلمه هاش با بغضی کودکانه گفت:

من کجا خوابم برد ؟
یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت ؟
من می خواهم برگردم به کودکی
قول می دهم که از خونه پامو بیرون نذارم...

شاید برای بعضی ها جالب باشه که این هنرمند ژولیده  قبل از اینکه وارد هنر بشه یک طلبه بود!.....


كسی نمی داند او چه روزی مرده است. طنز تلخی است زندگی مردی كه حتی روز تولد هم ندارد.حسین پناهی، حدودا در یك سالی متولد شد و حدودا در یك روزی مرد. در شناسنامه، مقابل كلمه «تولد»، این چند عدد پشت سر هم نشسته اند: 1335، اما نتایج كالبدشكافی پس از مرگ و آزمایش DNA، سال 1339 را نشان داد. نشان به آن نشان كه حسین پناهی، روزی به مسعود جعفری جوزانی گفته بود:

 دوست ندارم بیش از 40 سال عمر كنم


 عدد دوم نزدیك تر به حقیقت یا حداقل شاعرانه به نظر می رسد. گرچه حس شعر تنها با به خاطر سپردن یك نكته برانگیخته می شود:

 «حسین پناهی در یك شهریور به دنیا آمد و در یك مرداد از دنیا رفت.»


شاید همین شواهد از زندگی پناهی کافی باشه تا من هم قلم و کاغذی بردارم نامه فضل‌ا... ياري را تکرار کنم و از همه دوست داران حسین به عنوان شاهدی برای حرفم امضا بگیرم!برای آنتوان بفرستم!

سلام آقاي آنتوان دو سنت اگزوپري، نويسنده محترم كتاب شازده كوچولو! با سلام.
او برگشت. اگرچه موهايش طلايي نبود و نمي‌خنديد بلكه برعكس براي آدم بزرگ‌ها مي‌گريست. او بعد از رفتن شما برگشت و 48 سال هم در سياره ما بود و بعد از پيش ما هم رفت. همانجا كه هستيد پيدايش كنيد.

از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام

و خوشحال که هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است

آری از شوق به هوا می پرم

و خوب می دانم که

                         سالهاست

                                         که

                                               مرده ام...

 


یاردان قلی:زکی لالایی که نگفتم براتون... همشون خوابیدن!
توهم خان::خخخوووور پووووف.....داش حسین میخوامت خیلی مردی!جیگرمو کباب کردی....
یاردان قلی:تا حالا اشکای توهم خان ندیده بودم!خودشو زده به خواب....

لینکولی لغت نامه یاردانی: معنی کامنتر ها برای تازه وارد ها!
 
منبع استفاده شده : سایت رسمی حسین پناهی 

پست بعدی:نقش موزیکرها در انقلاب فرهنگی بلوووگفا(بازگشت شوک)!!


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی






دیوار بین توهم و واقعیت رو میشه شکوند اگه رویا پرداز خوبی باشی


پروفسور استفان هاوکینگ یکی از بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان نظری معاصر صاحب کرسی ریاضیات لوکاس در دانشگاه کمبریج...          
                                            
استفان هاوکینگ فلج است. چه شوخی بدی. در بيوگرافی رسمی اش نوشته اند که در هشتم ژانويه (دقیقاً   ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله!!!)به دنيا آمده است. بيست و يک ساله بود که دريافت ديگر نمی تواند درست راه برود. در عکسی که از مراسم ازدواجش با جین در سال 1965 برداشته شده، راست ايستاده اما عصائی در دست دارد. پیداست راه رفتنش مشکل شده است. يک سال بعد از آن ديگر قادر به حرکت نبود. گفتند حداکثر سه سال می ماندخنديد. علم طب همين را می گفت. نود و هفت در صد از آن ها که به فلج نوع او گرفتار آمده اند که مرگ عضلات است، بيش از دو سه سال زنده نمانده اند.هنوز هم وقتی از آن روز سخن می رود، می خندد. از آن زمان چهل سال گذشته و او مانده.




نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
توهمی ها
Blog Skin