یاردان قلی هستم یک بیمار مبتلا به اسکیزو فرنی که با دوستان توهمیم زندگی میکنم ! دوستانی که زاییده ی ذهن بیمارم هستند و لحظه لحظه های زندگیم ، چه شاد و چه غمگین، کنار خودم احساسشون میکنم ! چند سالی هست که اوقات فراغتم وبلاگ مینویسم ! اولش با صمیمی ترین دوستم یعنی توهم شروع کردم ! یه احمق به تمام معنا که هرچی بهش میگفتم فقط میگفت !! هااا ! چی میگه؟؟؟ تا به خودم اومدم دیدم پای خانواده ش هم به زندگی خصوصیم و مخصوصا وبلاگم باز شده، مخصوصا پدر محترمش توهم خان که از وقتی اومد خواب و خوراک رو به همه مون حروم کرد ! پیرمردی که زمان تولدش بر میگرده به میلیارد ها سال قبل از میلاد تيرانازاروس ركس(دانیاسور معروف به شاه مارمولك خونخوار( ....که تصمیم گرفته تا حلوای تمام آدمای روی کره ی زمین رو نخورده ریق رحمت رو سر نکشه ! پس فکر اینکه روزی بخوام از شرش راحت شم باید از سرم بیرون کنم ! ناگفته نماند اینقدر قدرت داره که عنقریب خودمو از این بلاگ بندازه بیرون ! و اگه تا الان نگرم داشته به خاطر اینکه چند بار به جون آفتابه مسیش، که تعلق خاطر خاصی بهش داره، قسمش دادم که بزار این گوشه کنارا واسه خودم بچرخم ! و در آخر ... عضو کوچک خانواده قدم نو رسیده !که هنوز قادر به حرف زدن نیست و فقط اد بد مد میکنه ! و تنها کسی که متوجه منظورش میشه مترجم مخصوص و غیر قابل اعتماد خانواده ست که البته اونم هرچی که بخواد ترجمه میکنه و به خورد ملت میده!
واینگونه بود که خاندان توهم شکل گرفت......
علائم اسکیزوفرنی در ادامه توهمات!
ادامه مطلب
اگر بار گران بودیم..اگر نامهربان بودیم..خوووب کردیم که بودیم چون هنوزم هستیم! در این ده سالی که بلاگ نویسی را تجربه کردم بلاگهای زیادی داشتم و در همه مورد حرف زده بودم جز سیاست!آخر من همش از دردهای خودم مینوشتم و درد سیاسی نداشتم!تا اینکه برادران دولتی زدند در شنبه خونین ملت را خار و مادر کردند!و ییهو مغزم گز گز کرد!و دیگر نتواستنم مثه قبلها از گل وبلبل بنویسم!و خیلی از خوانند ه هایم را از دست دادم و خیلی ها را به دست آوردم!بگذریم.....(اگر خیلی دوست داری از تاریخچه بلاگ نویسی اینجانب خبر دار باشی نگاهی به ادامه مطب کنید!!!مدیونی اگه نخونی!) در این چند وقت بنده به شخصیتی که خیلی از ما ها را بلاگ نویس کرد خیانت کردم و شرمنده روی ماهش هستم! او به این شرط که سیاسی ننویسم اجازه داد که بنویسم!ولی من بی انصافی کردم و شرط را زیر پا گذاشتم آن بزرگوار آقای شیرازی بود!مدیریت محترم بلاگفا(بنده از سرویس بلاگفا استفاده میکردم).وقتی تایید کردیم که قوانین بلاگفا را قبول داریم پس بیخود میکنی سیاسی مینویسی!با خودمم!این همه سرویس دیگه که مشکلی نداره! از همین جا از آقای شیرازی بابت این مدت عذر خواهی میکنم و امیدوارم کار من را به حساب جوانی و بی تجربگی و مخصوصاً بیماری روانیم بگذارد ولی هیچ وقت فراموش نمیکنم اگر شیرازی نبود یاردان قلی هم شاید هیچ وقت وبلاگ نویس نمیشد (بنده و هفت جد و آبادم پاچه خار شیرازی هستیم و میمانیم!)
ادامه مطلب

