تبليغاتX
ஜ توهم کده ஜ
ஜ توهم کده ஜ

جای شما خالی با توهم خان و قدم نورسیده اژدر (قلیون نازنینمان را میگویم!)چاقیده بودم و در حین قُل قُل, بلاگ گردی مبسوطی هم میکردیم که ییهو دیدیم یکی فریاد میزنه(البته با قلمش) محرم سبز در راه است... اون یکی جیغ میزنه میگه به پا رنگی نشی یکی دیگه میگه واه واه چه جلافتا ! حرمت نگه دارید محرم رنگی نکنید!اون یکی میگه اَه اَه اَه سبزهای بی تربیت محرم باید مشکی باشه حرمت نگه دارید!

آن لحظه خاص از دید ذهن بیمار یاردان قلی!

بنده و بدتر از من خاندان توهم از همه جا بی خبر کنجکاو شدیم ببینیم داستان محرم و کربلا چیست!خوب مثه همیشه مخالفان که سرشان زیر آب بود پس با مطالعه موافقان متوجه شدیم آن گونه که معتقدان به این رسم میگویند حسین و یارانش برای مبارزه با ظلم قیام کردند و این واقعه معروف شد به 

پیروزی خون بر شمشیر...

نگاهی به مراسم عزاداری که به عنوان یاد بود این واقعه در سالهای پیش برگزار شده کردیم و کمی گیج شدیم از مشاهدات عجیب غریبمان!خودتان ببینید که ما چی دیدیم:

1.همان آدمهای که تا دیروز صدای دوبس دوبس ضبط هاشان گوشِ هفت جد ما را پاره میکرد!هر روز با یک تریپ در پارتی به سر میبردن!امروز مشکی پوش شدند و ضبط هاشان جای دوبس دوبس حسین حسین پخش میکرد!دیگه بی خیال ماشینهای اسپُرتی که با گِل ماشین اسپرت کردند!و پرچم هایی که به ماشین ها وصل میشه!و....دخترهایی که به بهانه محرم پدر محترم را ....اصلاً به منچه مگه مشکل مملکت ما اینه!

2.ممد آقا قصاب را دیدیم با آن سیبیل های کلفتش در چند صحنه که داشت گوسفند و گاو و شتر را وسط جمعیت با چه ذوقی سر میبرید تا به گفته خودش کمک کند نظر مردم (منظور از مردم بیشتر همان حاجی بازاری ها هستند که یک زن شرعی دارند و کلی صیغه تا کور شه هر کی نمیتونه ببینه!) ادا شود...

توهم:ها!!!چی میگه؟؟خوب چه کاریه جلو چشم مردم خون میریزید!

توهم خان:بدووو اون دیگ بزرگه رو بردار بیار من میمیرم برا شتر پلوووو!!!

قدم نو رسیده:اَ اَ اَ اَ...فرت..!

مترجم:عالیجناب نورسیده از دیدن صحنه دلخراش سر بریدن گوسفند زنده در ملاء عام فرت شدند همه جوی های آب پر خوون شده........ مااااااااااادر جاااااان!

3.مردمی را دیدیم که با زنجیر به جان خودشان افتادند وبعضی ها هم که زنجیر ندارند با دست بر سر وسینه خود میکوبند!اوووووووه چه کار داری میکنی قدم جان!نه نه نه.....

یاردان:قدم جان چرا با ساتور کوبیدی تو سر مترجم بدبخت!

قدم:ددمد بد قم قووم قیم!

مترجم:.....میگه قمه زنی خووووب مگه چیه!؟

4. و عده ای که خود را گلِی کرده و با پارچه خیمه درست کردند  و دارند....معععععععع توهم نکن این کارووووو نکن....

توهم:ها!!!خوب مگه چیه خوووب دارم مراسم خیمه آتیش زنووون اجرا میکنم خیلی حال میده کلاس داره!هیئت پسر خالم اینا پول نداشت از این خرجا بکنه !!!تازه یه کپسول گاز هم تو خیمه گذاشتم حسابی آتیش بگیره...

بووووووووووووووووووووووووووووووووومب...

زیر آوار بودم که تکه کاغذی دیدم که اومد جلو چشمام روش نوشته بود:

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند اما

بر حسین  می گریند که آزاد زیست

اینجا بود که دستم را از زیر آوار به نشانه پیروزی (V)بیرون آوردم و بالا گرفتم و فریاد زدم البته با قلمم که..

محرم سبز در راه است...


و اینجا بود که بر اثر موج آن انفجار متوهم شدم و بیانیه ای در ارتباط با محرم سبز دادم و اگر زنده بودم همین روزها در پست بعدی اعلام میکنم!




نوشته شده در تاريخ توسط یاردان قلی


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
موضوعات
توهمی ها
Blog Skin